<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>افلاکیان</title>
		<link>https://aflak.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://aflak.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>مادر هم سر نمازها گریه می کرد و می گفت:</title>
			<link>https://aflak.kowsarblog.ir/مادر-هم-سر-نمازها-گریه</link>
			<pubDate>09:07:00 +0430 پنجشنبه، 13 شهریور 1393</pubDate>			<dc:creator>افلاک</dc:creator>
			<category domain="main">خاطرات شهدا</category>			<guid isPermaLink="false">96653@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بعضی از قمار بازای بزرگ تهران استخدامش می کردند.گنده لات تهران بود و توی مشروب فروشی کار می کرد.هیکل بزرگی داشت و همه ازش حساب می بردن.میشد بادیگارد قماربازا&amp;#8230;بچه که بوده باباش می میره.خودش می مونه و مادرش.کاری از دست مادر هم بر نمی یومد.سند خونه رو گذاشته بود توی طاقچه.تا از کلانتری زنگ می زدند ، می دونست دعوا کرده و باید بره بیرونش بیاره.وقتی می رفت کلانتری همه می شناختنش و می گفتند مادر شاهرخه.خیلی ها می گفتند: این پسر که برات آبرو نذاشته ، چرا نفرینش نمی کنی؟!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادر هم سر نمازها گریه می کرد و می گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا بچه ی من رو سرباز امام زمان عج قرار بده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خیلی ها از این دعای مادر خنده شون می گرفت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می گفتند: بچه ی قمار باز و مشروب خور و مست تو کجا و امام زمان عج کجا؟!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما انگار اثر دعای مادر رو نادیده گرفته بودند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&amp;#8230; سال 57 همراه انقلاب ، درون شاهرخ هم انقلابی بپا شد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توبه کرد و شد عاشق امام خمینی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رفت جبهه و کاری کرد کارستون&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عراقی ها تا می فهمیدند شاهرخ توی منطقه ی عملیاتیه ، تنشون می لرزید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صدام برا سرش جایزه بزرگی گذاشته بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا اینکه بالاخره توی یه عملیات شهید شد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیکرشم برنگشت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انگار می خواست حضرت زهرا سلام الله علیها براش مادری کنه&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینه اثر دعای مادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بچه ها نکنه از دعای خیر مادرمون محروم بشیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکنه مادرمون ازمون برنجه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دست مادرمون رو ببوسیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به قول شاعر:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آبروی اهل دل از خاک پای مادر است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلامتی همه ی مادران عزیز و شادی روح مادران از دنیا رفته صلوات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از خاطرات شهید شاهرخ ضرغام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع: کتاب حر انقلاب&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aflak.kowsarblog.ir/مادر-هم-سر-نمازها-گریه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی از قمار بازای بزرگ تهران استخدامش می کردند.گنده لات تهران بود و توی مشروب فروشی کار می کرد.هیکل بزرگی داشت و همه ازش حساب می بردن.میشد بادیگارد قماربازا&#8230;بچه که بوده باباش می میره.خودش می مونه و مادرش.کاری از دست مادر هم بر نمی یومد.سند خونه رو گذاشته بود توی طاقچه.تا از کلانتری زنگ می زدند ، می دونست دعوا کرده و باید بره بیرونش بیاره.وقتی می رفت کلانتری همه می شناختنش و می گفتند مادر شاهرخه.خیلی ها می گفتند: این پسر که برات آبرو نذاشته ، چرا نفرینش نمی کنی؟!!!</p>
<p>مادر هم سر نمازها گریه می کرد و می گفت:</p>
<p>خدایا بچه ی من رو سرباز امام زمان عج قرار بده</p>
<p>خیلی ها از این دعای مادر خنده شون می گرفت</p>
<p>می گفتند: بچه ی قمار باز و مشروب خور و مست تو کجا و امام زمان عج کجا؟!!!!</p>
<p>اما انگار اثر دعای مادر رو نادیده گرفته بودند</p>
<p><br />&#8230; سال 57 همراه انقلاب ، درون شاهرخ هم انقلابی بپا شد</p>
<p>توبه کرد و شد عاشق امام خمینی</p>
<p>رفت جبهه و کاری کرد کارستون</p>
<p>عراقی ها تا می فهمیدند شاهرخ توی منطقه ی عملیاتیه ، تنشون می لرزید</p>
<p>صدام برا سرش جایزه بزرگی گذاشته بود</p>
<p>تا اینکه بالاخره توی یه عملیات شهید شد</p>
<p>پیکرشم برنگشت</p>
<p>انگار می خواست حضرت زهرا سلام الله علیها براش مادری کنه&#8230;</p>
<p> </p>
<p>اینه اثر دعای مادر</p>
<p>بچه ها نکنه از دعای خیر مادرمون محروم بشیم</p>
<p>نکنه مادرمون ازمون برنجه</p>
<p>دست مادرمون رو ببوسیم</p>
<p>به قول شاعر:</p>
<p>آبروی اهل دل از خاک پای مادر است</p>
<p>هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است</p>
<p>سلامتی همه ی مادران عزیز و شادی روح مادران از دنیا رفته صلوات</p>
<p> </p>
<p>بخشی از خاطرات شهید شاهرخ ضرغام</p>
<p>منبع: کتاب حر انقلاب</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aflak.kowsarblog.ir/مادر-هم-سر-نمازها-گریه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aflak.kowsarblog.ir/مادر-هم-سر-نمازها-گریه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aflak.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=96653</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
